تجمعات دانشجويي در اميركبير، علامه طباطبايي، تبريز و همدان

اعتماد در گزارشي، خبرهاي تجمعات دانشجويي در اميركبير، علامه طباطبايي، تبريز و همدان را منعكس كرد.
به نوشته اين روزنامه، در ادامه حوادث پلي‌تكنيك جمعي از دانشجويان دانشگاه اميركبير سه‌شنبه شب در اعتراض به بازداشت مقداد خليل‌پور مديرمسوول نشريه دانشجويي آتيه مقابل خوابگاه عصاري اين دانشگاه تجمع كردند. اين تجمع از ساعت 8 شب آغاز شد و دانشجويان دستان خود را در يكديگر حلقه كرده و سرود يار دبستاني من را خواندند... نماينده انجمن اسلامي دانشجويان در شوراي فرهنگي دانشگاه علوم پزشكي تبريز گفت: روز سه‌شنبه 8 نفر از دانشجويان تبريز به كميته انضباطي احضار شدند... هيات نظارت دانشگاه تبريز در مسايل و مشكلات داخلي انجمن اسلامي كه كاملا درون تشكيلاتي بوده است دخالت كرده و حامد توفيق عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه تبريز و از اعضاي شوراي عمومي، بهنام زالي، وحيد دهقان، منصور خسروي، فراز زهتاب، آيدين خواجه‌اي، مسعود عهدي و صمد پاشايي را عصر ديروز به كميته انضباطي احضار كرده است... اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه همدان هم به همراه تعدادي ديگر از دانشجويان با حضور در مقابل اتاق رياست دانشگاه بوعلي سينا، خواستار پاسخگويي وي به مسايل مربوط به لغو مجوز انجمن شدند... ظهر روز چهارشنبه نيز جمعي از دانشجويان دانشكده ادبيات دانشكاه علامه طباطبايي در اعتراض به ممنوع‌الورود شدن مرتضي اصلاحچي دبير انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه تجمع كردند.
كيهان به نقل از معاون امنيت دادستان تهران نوشت: متهمان جديد پرونده توهين به مقدسات به زودي دستگير مي‌شوند... در اين ارتباط پنج نفر دستگير شده بودند كه چهار نفر از آنها مديرمسوول اين نشريات بودند. دو نفر از دستگيرشدگان با صدور قرار وثيقه آزاد شدند... تا زماني كه نفرات اصلي اين اقدام موهن مشخص نشوند تحقيقات و پيگيري‌ها ادامه خواهد داشت... علاوه بر پنج نفر دستگير شده چند نفر ديگر نيز در اين ارتباط شناسايي شدند كه احتمالا به زودي دستگير مي‌شوند.

بیانیه انجمن اسلامی دانشكده ادبیات دانشگاه علامه

در اعتراض به ممنوع الورود شدن مرتضی اصلاحچی به دانشگاه

حوادث روزهای اخیر در دانشگاه علامه طباطبایی نشان دهندهی ورق خوردن فصل تازهای در پروژه ی حذف و سركوب فعالان دانشجویی و مطالبات آنان است كه از مدتها قبل آغاز شده بود و اكنون نوك پیكان این حملات متوجه انجمن اسلامی به عنوان آخرین سنگر مقاومت دانشجویان در برابر ارتجاع و استبداد گشته است. كسانی كه مدتها است خواب تبدیل دانشگاه به پادگان را میبینند و گمان میكنند با فتح سنگر انجمن اسلامی و در پیش گرفتن سیاست سركوب و پایمال كردن مطالبات دانشجویان و ایجاد رعب، قادر خواهند بود آخرین زمزمههای آرمانخواهی آنان را خفه كنند، از سال گذشته پروژهی موذیانهای را برای به شماره انداختن نفس انجمن اسلامی آغاز كردند. در ابتدا انتخابات انجمن را به تعویق انداختند و پس از آن طی یك اقدام فرسایشی شروع به سنگ اندازیها و كارشكنیهای حقوقی كردند و سعی در تكرار سناریوی دانشگاه امیركبیر و ایجاد «انجمن موازی» داشتند. در تمام این مدت انجمن اسلامی با كمال حسن نیت سعی كرد كه نهایت همكاریهای قانونی را با مسئولین انجام دهد تا بهانهای به دست سركوبگران ندهد. اما اینان به خوبی نشان دادند كه نیازی به بهانه ندارند. و امروزه كار به جایی رسیده كه ریاست انتصابی دانشگاه كه خود منتخب استادان نیست و «از بالا» و به زور بر این كرسی تكیه زده و تاكنون حتی یك بار هم حاضر نشده فریاد تظلمخواهی دانشجویان را بشنود و با درخواستهایشان پاسخ بگوید، هفتهی گذشته در سخنان خود تهدید كرد كه از این پس به این دانشجویان «اجازهی نفس كشیدن» هم نخواهد داد! و متأسفانه برعكس تمام وعدههای رنگارنگ مسئولان حكومتی كه به دست فراموشی سپرده میشوند، این تهدید با سرعت به اجرا درآمد و روز سه شنبه مسئولان دانشگاه بدون ارائهی هیچ گونه توضیحی از ورود «مرتضی اصلاحچی» دبیر انجمن اسلامی علامه به دانشگاه جلوگیری كردند.

ممنوع الورود شدن این یار دبستانی به دانشگاه در حالی صورت میگیرد كه طی روزهای گذشته به تعلیق او از تحصیل به مدت یك ترم بسنده نكرده بودند و شاهد احضار دوبارهاش به كمیتهی انضباطی و انتساب اتهامات واهی به وی بودیم. فشارهای امنیتی از این دست كه بر اعضای انجمن اسلامی وارد میشود مصداق عملی شدن وعدههای «سلب حق نفس كشیدن» است و از آغاز دور تازهای از فشار و سركوب حكایت میكند كه منحصر به دانشگاه علامه هم نیست و نمونههای آن را در دانشگاههای امیركبیر و تهران و زمزمههای «انقلاب فرهنگی دوم» طی روزهای گذشته شاهد بودیم.

انجمن اسلامی دانشكدههای ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه علامه ضمن محكوم كردن این رفتارهای مستبدانه و سركوبگرانه، به مسئولان دانشگاه هشدار میدهد كه با اجرای سیاستهای نابخردانه و تمامیتخواهانه فضای سیاه دهه 60 را دیگر بار به دانشگاه كه قرار بود مكانی پویا برای علم و سیاست باشد باز نگردانند و به شبپرستان زورمدار نیز میگوییم مطمئن باشید حتی با حذف انجمن اسلامی نخواهید توانست دانشجویان را بردهی حلقه به گوش خود كنید. زیرا دانشگاه هرگز لقمهی راحتی برای استبداد نبوده است.


انجمن اسلامی دانشكده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی

در سايه ترس و حجاب و دغدغه هاي فراموش شده

مونا فرامرزي - شهرزاد نيوز : اين روزها هر جا كه مي روي حرف حجاب است و برخوردهاي اخير نيروي انتظامي با بد حجابان. سن و جنسيت افراد مهم نيست و همه به نوعي خود را درگير اين طرح مي دانند وحرف آن در كنار تبليغات رسمي دولت همه جا زده مي شود.


با وجود اينكه از شدت برخوردها در خيابان هاي تهران كم شده ولي سايه اي از ترس همراه همه جوانان در حركت است. سايه اي كه واردارشان مي كند با ديدن اتومبيل پليس و يا زنان چادري، گره روسري را سفت تر كنند و يا اگر كوچه اي سر راه بود بي صدا بخزند در كوچه پس كوچه ها تا گرفتار نشوند. فشاري كه در خيابانها نامحسوس تر است بعد از گذشت چند روز بر شانه فروشندگان پوشاك، آرايشگران و البته رسانه ها افناده است. آنچنان كه ائمه جمعه تهران، قم، مشهد و ... نيز بطور جدي به نويسندگان مطبوعات هشدار دادند تا «براي هرزه ها مرثيه سرايي نكنند».

اما حالا و پس گذشت چند روز مردم چه مي پوشند؟ جوانان وحشت زده چه مي كنند؟ ... كافي است چند ساعت را در خيابان هاي تهران بگذراني و از خودشان بپرسي.

ميدان ونك و پاساژهاي آن از جمله مراكز مد و لباس تهران است. فروشگاه هاي اين ميدان به روزترين لباس ها را به نمايش مي گذارند و البته جاي مناسبي هستند براي وقت گذراني كه جوانان نام آن را "پاساژ گردي" گذاشته اند. ويترين فروشگاه ها به طرز محسوسي تغيير كرده و مانكن هاي زن همه گي روسري به سر دارند. لباس هاي مجلسي و عموما بي آستين اگر به تن مانكن ها باشد شال نازكي هم روي شانه مانكن را پوشانده تا بدن اين مجسمه ها هم ديده نمي شود. بگذريم كه گاه اساسا مدل لباس هم قابل تشخيص نيست.
گذشته از اين همه فروشگاه ها اعم از فروشگاه هاي پوشاك تا سوپر ماركت ها جمله اي را در سر در وردي خود نصب كرده اند كه مي گويد:"از پذيرفتن خانم هاي بدحجاب معذوريم" البته اين تابلو در تمام سطح شهر و در اماكن عمومي به چشم مي خورد.

فرجي صاحب يكي از لوكس ترين فروشگاه هاي ميدان ونك در باره آخرين اخطارها به فروشنده هاي پوشاك مي گويد:« از ما خواسته اند لختي مانكن ها را كاملا بپوشانيم، مانتوهاي كوتاه را جمع كنيم، كراوات ها را از ويترين برداريم و خب اين تابلو را هم بزنيم كه به مشتري ها مي گويد اگر حجابت را رعايت نكني حق نداري از من خريد كني» و مي خندد. با اينكه جو پاساژ به دليل داد و هوار دختري كه پليس به او اخطار داده متشنج است، اين فروشنده شاد است و همه گفت و گو را با خنده ادامه مي دهد:«هر سال از اول ارديبهشت شروع مي كنند و بعد يادشان مي رود تا سال بعد. من كه عادت كرده ام. اوايل عصباني مي شدم ولي الان وقتي مي بينم مردم مي آيند اينجا و لباس هايي را كه دوست دارند مي خرند و براي اين برنامه ها تره هم خرد نمي كنند خوشحال مي شوم. الان آن دختر دارد سر پليس هوار مي كشد. خب اين خيلي خوب است كه پليس جرئت ندارد توي گوش دختر بزند. ما مي ترسيديم و هنوز مي ترسيم اما جوان ها ديگر نمي ترسند »

پاساژ ساكت شده و ماموران دختر شاكي را با خود برده اند. همه با نگاهي كه انگار يك قهرمان را بدرقه مي كنند دختر را تا ماشين پليس همراهي مي كنند. چند دقيقه بعد همه چيز عادي شده.

مادر و دختر جواني مقابل فروشگاه لباس عروس به تماشا ايستاده اند. تماشاي عروس هاي بي دست و بي سري كه فروشنده ترجيح داده بيش از مانكن مدل لباس را به مشتري هايش نشان دهد و با يك شال و روسري مشتري را ميان انبوه تورها و پولك ها گيج نكند.

مادر كه زني 43 ساله است با اولين اشاره به موضوع حجاب شروع مي كند:« يكي از اين آقايان بپرسد مگر مشكل اين مردم مانتو و روسري است. دختر من بعد از عمري درس خواندن و كار كردن امروز از هزينه هاي مسكن و هزار قسط و قرضي كه براي تامين جهزيه كرده شب و روز ندارد. دامادم بدتر از او. حالا اگر چادر سر كند مشكل اش حل مي شود؟ خب خانه ارزان به مردم بدهند، كار بدهند بعد بيايند بگويند ما اينها را به شما داديم شما هم لباسي را كه ما مي گوييم بپوشيد»

طبقه سوم يكي از اين پاساژها به كافي شاپ هايي اختصاص دارد كه هر كدام مي توانند خلوتي باشند براي دست ها و چشم هاي مشتاق عشاقي كه پاساژگردي تنها عرصه عمومي موجه شان است براي در كنار هم بودن. بر خلاف هميشه و اين ساعت از عصر اين طبقه خالي است و كافه داران از سر بيكاري مشغول صحبت با هم اند.

محسن با ظاهري كه امروز جرم تلقي مي شود مي گويد:« چند روز است هيچكدام كاسبي نكرده ايم. مشتري هاي ما همه دختر و پسرهايي هستند كه اگر الان از خانه بيرون بيايند بايد شب را هم در كلانتري سر كنند. مردم مي ترسند. ما هم با ترس و لرز مي آييم بد نيست برويم استراحت اجباري. لابد نيروي انتظامي سر ماه اجاره مغازه و خرج مان را مي دهد.»

دختري كه با صداي من رو بر مي گرداند بي اختيار پيش از ديدنم روسري اش را جلو مي آورد. مي گويد:«باور كن با ترس و لرز آمده ام براي مهماني روز تولدم لباس بخرم. پدرم همين نزديكي پارك كرده كه زود با ماشين برگردم. برادرم را ديروز با تعهد آزاد كردند. فقط به خاطر مدل موهايش ديشب را گرفتار بوديم. اينجا هم پر مامور است و با اينكه لباس خاصي نپوشيدم اما مي ترسم. ديروز در كلانتري دخترهايي را ديدم كه از من ساده تر پوشيده بودند. نمي دانم چرا اينها باور نمي كنند كه ما هم خانواده داريم، به يك چيزهايي اعتقاد داريم و خودمان مي دانيم چطور لباس بپوشيم. »

دخترك وارد فروشگاه مي شود و ياد حرف يكي از اساتيد روزنامه نگاري مي افتم كه هشدارمان مي داد زياد درگير جنجال هايي كه به عمد راه مي افتد نشويم. نزديک سه هفته است "حجاب" نقل محافل شده و نام "معلمان"، "زنان"، " گراني مسكن"، "انرژي هسته اي"، "حمله آمريكا" و ... ديگر ورد زبانها نيست.
يكي از پليس هاي زن را مي بينم. نزديك مي روم و مثل اينكه يك جذامي را ديده باشد به كارت خبرنگاري ام اشاره مي كند و مي گويد بروم چون حق مصاحبه ندارد مگر دستور از "بالا" باشد. آخرين صدايي كه از پشت سر مي شنوم اين است: «روسري ات زيادي عقب رفته».

تجمع در اعتراض به ممنوع الورود شدن یک دانشجو در دانشگاه علامه

در اعتراض به ممنوع الورود شدن مرتضي اصلاحچي دبير انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبائي به دانشگاه روز چهارشنبه 19/2/1386 نزديك به 200 تن از دانشجويان دانشكده ادبيات اين دانشگاه تجمع كردند. در اين تجمع تعدادي از دانشجويان صحبت كردند. يكي از دانشجويان دانشكده طي صخبت هاي خود گفت : اگر مسولين به دانشجويان جواب نميدهند اگر پاسخگو نيستند براي اين است كه دانشجو مرده است
دانشجوي تنها در اين سيستم له ميشود. همچنان كه تا به حال چنين شده است.
همچنين يكي از اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي اين دانشكده عنوان كرد : در حالي كه دانشگاه محل ضرب و شتم و توهين به دانشجويان و سركوب دانشجويان سياسي و فعال شده است صدا و سيما و مطبوعات ما هنوز هم و غم فقر در كشور هاي اروپايي و عدم دموكراسي در امريكا را دارند و به شدت اعتراضات ما به شرايط موجود را سانسور ميكنند. پس از آن يكي ديگراز دانشجويان طي صخبت هاي خود گفت : تيغ استبداد اين بار هم بي رحمانه بر سر دانشجويان فرود آمد . از ورود مرتضي اصلاحچي به دانشگاه ممانعت به عمل آمد و او در كمال متانت از ما خواست حركت تندي نكنيم و ما اين بار به مسولين هشدار ميدهيم اگر در آينده وضع به همين منوال ادامه يابد با حركت تند تري مواجه خواهند شد.
مي آيند در جامعه و دانشگاه محدوديت ايجاد ميكنند در مورد اينكه چرا موي خانمها بيرون است در حالي كه دختران ايراني در كشورهاي عربي به مزايده گذاشته ميشوند..طرح اين حرفها جرم است ؟
در ادامه وي به تشريح وضعيت دانشگاه ها و به خصوص دانشگاه امير كبير و تاثير آن بر ساير دانشگاه ها پرداخت. و در پايان يكياز اعضاي مجمع عمومي انجمن اسلامي عنوان كرد: پس از انتخابات نهم رياست جمهوري شاهد نوعي زلزله سياسي در ايران بوديم و فردي به عنوان رييس جمهور انتخاب شد كه نتايجي از جمله به وجود آمدن رياست انصابي به جاي رياست انتخابي از دستاورد هاي آن بوده است كه باعث هر چه بسته تر شدن فضاي دانشگاه ها شده. ما در مقابل اهداف شوم چنيين افرادي تا آخرين قدم مي ايستيم .
پس از برگزاري تريبون ازاد دانشجويان كه متوجه شدند مرتضي اصلاحچي پشت درب دانشكده است ضمن خواندن سرود يار دبستاني به سمت در حركت كردند و موفق شدند اين دانشجو را از سد نيروهاي انتظامات گذرانده و وارد دانشكده كنند. پس از ورود وي به محوطه دانشگاه نيروي هاي انتظامات تلاش كردند تا او را از دانشكده بيرون كنند كه با مقاومت دانشجويان مواجه شدند و در نهايت مرتضي اصلاحچي با ميل خود از دانشكده خارج شد.
وي قبل از خروج از دانشكده چند دقيقه اي براي دانشجويان صحبت كرد . او حين سخنان خود مطرح كرد: آنچه كه اكنون شاهد انيم جدال ميان انديشه هاست. يك جريان تلاش مي كند تا باحذف تفكرات مختلف انديشه خود را بر جامعه حاكم كند. وي گفت : اگر اينان آنگونه كه بيان مي كنند به حقانيت انديشه خود ايمان دارند چرا از حضور نيروهاي دگرانديش هراس دارند. وي سپس خطاب به دانشجويان گفت: در اينجا اصلا مرتضي اصلاحچي و اشخاص مطرح نيستند بلكه آنچه مهم است حفظ كردن محيط دانشگاه و جلوگيري كردن از پادگاني شدن اين فضاي اكادميك است.
وي در پايان گفت : من يك ترم از تحصيل محروم شدم و ممكن است به خاطر پرونده جديدم باز هم اين اتفاق بيفتد اما براي من اخراح از دانشگاه به خاطر بيان انديشه ام وپيگيري خواسته هاي مردم از ليسانس و دكترا با ارزش تر است.
هنگامي كه مرتضي اصلاحچي از دانشكده خارج مي شد دانشجويان با شعار مرتضي مرتضي حمايتت مي كنيم. كميته انضباطي خجالت خجالت او را بدرقه كردند.
گفتني است در طول اين تريبون آزاد دانشجويان بارها شعار مرگ بر ديكتاتور و مرگ بر استبداد سر دادند و طي يك بيانيه كه از طرف انجمن اسلامي اين دانشكده صادر شد عنوان كردند در صورتي كه ممنوع الورود شدن اصلاحچي لغو نشود در روزهاي اتي نيز به اعتراض خود ادامه خواهند داد.

نشریه دانشجویی خاک منتشر شد


مطالب مندرج در این شماره عبارتند از

خطوط عمده حرکت چپ رادیکال .............. بهروز کریمی زاده
توافقات اقتصادی و تناقضات سیاسی ............ مهدی گرایلو
طبقه کارگر مفهومی بنیادین در جنبش چپ ........... شاهو رستگاری
دیکتاتوری پرولتاریا ،گذار به رهایی ......... بهزاد باقری
مارکس و طبقه کارگر ........... مهدی اللهیاری
مبارزه طبقاتی و مفهوم طبق ه.......... امین قضایی
گفتاری در هنر کارگری ............ کاوه عباسیان
از سرمایه داری تا ترافیک شهری ............. پیمان پیران

برای دریافت اینجا کلیک کنید

يک بيانيه ( خبرنامه فعالین دانشگاه مازندران )

طی هفته‌های پیش ۱۵ نفر از همکلاسی‌هایمان را از جلوی دانشگاه و داخل دانشگاه ربودند. آنان را برای بازجویی به اطلاعات بردند و قریب یک هفته هیچ‌کس از وضعیت آنان مطلع نبود. در آن هفته‌ی ننگین که فضای دو شهر بابل و بابلسر و همچنین دانشگاه مازندران پر بود از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی، حاج آقایان باباییان، حلیمی، جانعلی‌زاده و همچنین قربانی در حال تکذیب خبر ربایش این دوستان بوده و حتی باباییان عزیز طی یک اطلاعیه خطاب به دانشجویان و همچنین ایسنا، اسم از «غیبت» این 15 دانشجو برده و با سعی بر آرام کردن دانشجویان، تاکید می‌کرد که «غیبت ایشان را پیگیری می‌کنیم»!

اما مبارزات دانشجویان دانشگاه مازندران و همگام با آنان اعتراضات دانشگاه‌های دیگر، بواقع سخن دیگری داشت. یک بار دیگر پس از ۱۶ آذر ۱۳۳۲ و ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به حریم دانشگاه تجاوز کرده بودند و مسئولین دانشگاه تنها موقعی که اعتراضات گسترده‌ی دانشجویی و حمایت تشکلات غیردانشجویی را دیدند، از نیروهای خودسر امنیتی تقاضا کردند که مساله حل و فصل شود. آری! دانشجویان با صفوف به‌هم‌پیوسته‌شان امنیت ملی (بخوانید امنیت تشکیلات حکومتی) را زیر سوال برده بودند. انجمن‌های اسلامی ۳۶ دانشگاه کشور به این حمله به حریم دانشگاه اعتراض کردند. چندین تشکل مستقل دانشجویی اعلام حمایت کردند. دانشجویان سهند تبریز اعتصاب غذا کردند. دانشجویان فردوسی مشهد تجمعی اعتراض‌آمیز ترتیب دادند و .... و نادعلی عزیز (باباییان) به حاج‌آقا زاهدی (وزیر علوم) اطلاع دادند که این دانشجویان بیرون از دانشگاه و در حال ایجاد اختلال در نظم عمومی دستگیر شده‌اند. آن هم در ساعت حدود دو بامداد!!! از همان موقع می‌دانستیم که دروغ می‌گویند. از همان موقع می‌دانستیم که تنها چیزی که برای آقایان اهمیت دارد، حفظ وضعیت متزلزل خودشان است و دانشجو و حتی امنیت جانی وی برایشان کوچک‌ترین اهمیتی ندارد.

آخرین دانشجوی دربند، روز شنبه آزاد شد و این پیروزی، قطعاً نتیجه‌ی اعلام حمایت و همبستگی همه‌ی دانشجویان کشور با مطالبات دانشجویان مازندران بود. خوب می‌دانیم که برای عشیره‌ی وزارت اطلاعات و اطلاعات نیروی انتظامی، خیلی ساده بود که این دانشجویان را مورد ضرب و شتم فیزیکی قرار می‌دادند، آنان را به گروه‌های فشار از قبیل انصار و ... تحویل می‌دادند یا مثل دوستمان که در جریان همین اعتراضات دستگیر و پس از بازجویی در کیلومتر ۴۰ جاده‌ی محمودآباد رها شد، رفتار دیگری با اینان انجام می‌دادند. اما حاکمیت در قبال این گاف عظیمی، مجبور به یک قدم عقب‌نشینی شد و این عقب‌نشینی را دانشجویان پیروزمند به حاکمیت تحمیل کردند. آزادی این ۱۵ دانشجو را باید مرهون حمایت جنبش دانشجویی از مطالبات بحق دانشجویان دانست و نه لطف و کرم نمایندگان مجلس یا وزیر علوم که دروغ‌های مسئولین مازندرانی را مبنی بر دستگیر شدن همه‌ی این ۱۵ دانشجو در بیرون دانشگاه، با وقاحت تمام در خبرگزاری‌ها جار زد.

بدین وسیله اعلام می‌کنیم که جنبش به پایان نرسیده است. دانشجویان خود به حقوق خود آشنایند. انقلاب فرهنگی برای همه‌ی ما آشناست و می‌دانیم که مسئولین در حال طرح‌ریزی انقلاب فرهنگی جدیدی علیه دانشجویان و در مرحله‌ای بالاتر عموم مردم ستم‌کشیده‌ی ما هستند. کافی‌ست تا یک حکم انضباطی دیگر به یک دانشجوی معترض بدهند تا خشم زیر خاکستر دانشجویان دوباره برانگیخته شود. کافی‌ست تا یک بار دیگر به حریم دانشگاه تجاوز شود و کافی‌ست تا یک کلاشینکف دیگر به بهانه‌ی حفظ ارزش‌های دفاع مقدس یا هر چیز دیگر به دانشگاه آورده شود. آن وقت است که:

دانشجویان آرام نخواهند نشست!

بيانيه دانشجويان سوسياليست پلي­تکنيک پيرامون وقایع اخیر دانشگاه

دانشجويان آگاه پلي­تکنيک

چندي است که سايه شوم کودتاي فرهنگي بر سر دانشگاه سنگيني ميکند. توقيف نشريات دستگيري فعالين دانشجويي، ممنوع الورود کردن دانشجويان فعال، تعليق کانون هاي فرهنگي هنري ... اين همه نقطه ي عطفي است در پروژه ننگين حاکميت. اين پروژه با حضور احمدي نژاد در مسند قدرت و يکدست شدن حاکميت و روي کار آمدن روساي انتصابي بابازنشسنگي اجباري اساتيد منتقد، اعمال محدوديت بر فعاليت هاي فرهنگي هنري، تضعيف نقش شوراهاي صنفي دانشگاه، احکام سنگين کميته سرکوب دانشگاه، ستاره کردن دانشجويان فعال و جلوگيري از ادامه تحصيل آنها و ايجاد فضاي پليسي در دانشگاه کليد خورد. اما ظاهراً همه اين ترفندها براي سرکوب دانشگاه هنوز خواست حاکميت را برآورده نساخته است.

هنوز دانشگاه اسلامي نشده است. هنوز صداي مخالف از دانشگاه به گوش مي رسد. برگزاري مراسم 16 آذر در دانشگاه هاي سراسر کشور و در پي آن مفتضح شدن رييس دولت اسلامي در پلي تکنيک بيانگر بي نتيجه بودن اقدامات سرکوبگرانه بود. به تدريج سرکوبگران به اين نتيجه مي رسند که بايد به شديدترين شکل با دانشگاه برخورد کنند، انتشار نشريات جعلي توسط عوامل اطلاعاتي و بسيج حلقه ديگري از زنجيره سرکوب است.

توقيف غير قانوني نشريات ممنوع الورود کردن دانشجويان فعال بازداشت دو تن از دانشجويان و احضار 25 تن از دانشجويان به کميته­ي سرکوب پيامد اين اتفاق ها است. اتفاقات چند روز اخير نشان از کشيده شدن جنگ قدرت بين اصلاح طلبان و اصول گرايان به دانشگاه است.(در مواضعي که از سوي روزنامه هاي اين دو جناح کيهان و اعتماد ملي پيرامون وقايع اخير اتخاذ شده تامل کنيد.)

پلي تکنيک به عنوان پايگاه مهم اصلاح طلبان محل مناسبي براي اين جنگ قدرت است اصلاح­طلباني که خود از مجريان اصلي انقلاب فرهنگي پيشين بوده­اند و اينک انقلاب فرهنگي را در تضاد با منافع خود مي­بينند. بيانيه­هاي شاخه­ي دانشجويي جبهه­ي مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب و موضع­گيري انجمن اسلامي دانشگاه از يک سو و رويکرد حاميان احمدي­نژاد و روزنامه­ي کيهان و بسيج از سوي ديگر صف­بندي اين دو جناح مقابل يکديگر در اين جريان است. در اين ميان دانشجويان آگاه بايد با دوري جستن از دعواي جناحين، در پي طرح مطالبات واقعي خود باشند و با در نظر داشتن دانشگاه به عنوان بخشي از جامعه (و نه جداي از آن) مطالبات و اعتراضات خود را به سطح دانشگاه محدود نکنند و از اين حربه­ي حاکميت در منحرف ساختن توجه دانشجويان از جنبش­هاي اعتراض­آميز مانند جنبش کارگران و معلمان و جلوگيري از همبستگي اين جنبش­ها آگاه باشند. همزماني اين جريانات را با اول ماه مه (روز جهاني کارگر) و اعتصابات معلمان در نظر آوريد.

حاکميت با متشنج کردن فضاي دانشگاه­ه­ها وبهره برداري از آن، در پياده­سازي پروژه­ي کودتاي فرهنگي موفق­تر خواهد بود و خواستار ملتهب شدن فضاي ديگر دانشگاه­ها مي­باشد. بنا بر اين دانشجويان بايد با جلوگيري از کشانده شدن اين درگيري­ها به ساير دانشگاه­ها، در پلي­تکنيک به اعتراضات راديکال خود ادامه دهند. و در مقابل کودتاي فرهنگي متحد شوند.

خواسته­هاي ما در اولين گام چنين است:

آزادي فعالين دانشجويي در بند
انحلال کميته­ي سرکوب (شوراي انضباطي دانشگاه)
حق برپايي تشکل­هاي مستقل دلنشجويي
تعطيلي نهاد­هاي غير دانشجويي مستقر در دانشگاه
برچيده شدن فضاي پليسي دانشگاه
لغو توقيف نشريات دانشجويي
رفع تعليق فعاليت کانون­هاي فرهنگي و هنري


زنده باد آزادی و برابری

دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک

نامه جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد شبستر

نامه جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد شبستر

دانشجو ، واژه ای غریب برای جوانانی که با هزاران مکافات و بدبختی می توانند وارد دانشگاه شوند. امروزه در ایران ، دانشجو ضعیفترین و در عین حال مهمترین قشر جامعه بشمار می رود. هر چند نقش دانشجو و جنبش دانشجویی در راستای رسیدن به بسیاری از اهداف کلی کشورمان بر همگان معلوم و مبرهن می باشد ؛ و از طرفی دانشجو به عنوان قشر تحصیل کرده ، نقش تعیین کننده ای در پیشرفت فرهنگی و علمی کشور را دارا می باشد.

اما دانشگاه آزاد شبستر نیز همانند بسیاری از دانشگاه های این کشور دچار معایب و مشکلاتی است که باعث نارضایتی دانشجویان از دانشگاه می گردد.

اهم این مشکلات و معایب عبارتند از :

- محیط نامناسب دانشگاه مخصوصا" راه ورودی دانشگاه که راهی خاکی و سنگلاخ می باشد ، که مخصوصا" در فصول بارشی باعث اذیت و آزار دانشجویان می گردد. همچنین کمبود نیمکت ها در حیاط دانشگاه.

- کیفیت نامناسب غذای سلف دانشگاه که با تمام خواهشها و تذکرات قبلی دانشجویان همچنان به وضعیت قبلی صرف می شود.

- کاغذ بازی و بالا و پایین بردن دانشجویان که اکثرا" با رفتار نامناسب و اهانت آمیز مسئولان و مدیران همراه است هر چند این جزء مسئولیتها و وظایف مسئولان و مدیران باشد.

- برخورد نامناسب انتظامات دانشگاه با دانشجویان من الجمله در هنگام ورود به دانشگاه و اجباری کردن حجاب با چادر برای دختران و یا برخورد نادرست و خشن با دانشجویان دختر و پسری که در محیط دانشگاه با هم صحبت می کنند.

- تک استادیهایی که بعلت وضعیت خاص شان کمال سوء استفاده را از موقعیت خود جهت اذیت دانشجویان می کنند.

- وجود اساتیدی جوان با تجربهء بسیار کم برای تدریس و یا اساتیدی که بعلت کهنسالی زیاد ، فاقد معلومات به روز دروس تدریسی می باشند.

- وضعیت نامناسب کتابخانهء دانشگاه که به علت کمبود فضای لازم و سر و صدای زیاد آن هم در حالی که این محیط بوسیلهء میزهای مطالعه به دو بخش خواهران و برادران تقسیم بندی شده است.

- خفقان شدید فرهنگی و سیاسی دانشگاه که من الجمله نبود نشریه های مستقل دانشجویی یا فقدان برنامه های فرهنگی و همایش ها و نبود هیچگونه تشکل واقعی و مستقل دانشجویی.

- برخورد تحقیرآمیز و اهانت آمیز برخی از کارمندان حسابداری نسبت به دانشجویان در زمان ثبت نام ترمی و یا در طول ترم و سخت گیری های شدید آئین نامه امور مالی در حالی که بسیاری از دانشجویان به طبع دچار مشکلات شدید مالی هستند.

- شرایط بد سرویس های بهداشتی در داخل دانشگاهها.

- نبود وسایل نقلیه برای انتقال دانشجویان به دانشگاه شماره 3 یا بر عکس.

- جداسازی درب ورودی دانشگاه به دو درب ورودی خواهران و برادران و تفتیش چشمی شدید از طرف انتظامات دانشگاه و بسیجیان.

- کمبود کارگاهها و آزمایشگاهای مورد نیاز یا وسایل و ابزار لازم برای کارگاه ها و آزمایشگاهها که باعث کاهش کیفیت آموزشی می شود.

شایان ذکر است این واحد دانشگاهی با توجه به سابقهء فعالیت 19 ساله خود و با وجود بیش از ده هزار نفر دانشجوی در حال تحصیل به عنوان واحد بزرگ و برجستهء آموزشی بین دانشگاهای آزاد کشور شناخته می شود. لیکن همچنان با مشکلات و معایب ذکر شده که موجبات دلزدگی بسیاری از دانشجویان برای ادامه تحصیل و کاهش کیفیتی آموزشی و فرهنگی شده است ، دست به گریبان است.

با توجه به مشکلات و معایب گفته شده ، ما جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شبستر خواستار رسیدگی فوری به وضعیت موجود هستیم.

این بیانیه به هیچ گروه یا حزبی وابستگی نداشته ، تنها و تنها برای بهبود شرایط تحصیلی و فرهنگی ، دانشجویان این واحد دانشگاهی انتشار می یابد.



جمعی از دانشجویان

دانشگاه آزاد شبستر

یکشنبه، 16 اردیبهشت ماه 1386 برابر با 2007-05-

نامه اي جمعي از ياران احمد باطبي به او...

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پير دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقيقي به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد
احمد عزيز !
گرچه مسلخ را قناريان عاشق سکنِي شده است، گرچه پنجره ها رو به تهي باز مي شوند و درختان را شور بهار مرده ، گرچه صداي پاي هيچ سوار عاشقي خواب جاده رابر نمي آشوبد و ثانيه ها را رمق زنده ماندن نيست، گرچه شکوه دلاوري مرده ،بغض حنجره هايمان را ميهمان اند و سوداي هيچ شرري در شريان هاي خشکيده بودنمان نيست، آسمان هر شب قصه ابابيل مي بارد و سوز طوفان نوح استخوان سوز شده ، گرچه ياران را صلاي هيچ فريادي نيست که طاعون به جان شهرمان افتاده که دريوزگان را سروري داده اند و سياهه فساد جاي قرص خورشيد را گرفته اما بهار مي آيد.
پشت تاريک ترين دريچه شهر، خورشيد تو را مي خواند که هيچ ميله زنداني به قد قامت خورشيد نخواهد رسيد که شب اگر تمام دريچه هاي زيستن را مسدود کرده انتظار نور در يد بيضاي تو ، طلوع را نويد مي دهد.
هر انسان را از بودن سهمي است و سهم هر انسان اشاره اي است . تو که چون نمادي بر تارک فعل آزادي مي درخشي سهمي بزرگ از اشاره مان هستي .
باز مي گردي مي دانيم که با هم به هلهله مي نشينيم آزادي را در کوچه هاي شهر که ديگر هيچ مدرسه اي به زندان تن نمي دهد و هيچ کوچه اي بن بست نخواهد بود.

مي آيي و همراه تو هي هي و هي هايمان دل تمامي لاله هاي باران خورده را مي شکند و آنگاه بغض رهاي فروخورده شلاقشان را بر گرده استبداد مي نشاند که عمر اين دروغ وضع قتال صفت رو به پاياني است. براي تو تا رهايي مي رويم چرا که آزادي بدون تو ترجمان برده گي است . مي دانيم مي آيي…
برقرار باش که قرارمان از پايداري توست…
اندکي صبر…
مجتبي سميع نژاد
پروانه وحيدمنش
محمدحسين مهرزاد
نوشين جعفري
حميدرضا ظريفي نيا
سعيد حبيبي
بهزاد مهراني
بهناز مهراني
حسام فيروزي
شيوا نظرآهاري
مهتا بردبار
عطيه وحيدمنش
هژير پلاسچي
اميرراعي فرد
عليرضا بوربور
الناز انصاري
رضا آرين پور
سالار سالاري
کوروش جنتي
علي باريکاني
ريحانه حقيقي
علي کلائي
علي مليحي
علي جمالي
اميد حبيبي نيا
کيانوش سنجري
اردشير طيبي
امير اميرقلي
زينب ساداتيان
اعظم مهراني
هومن اسکندري
حسين رونقي ملکي
شاهين زينعلي
محمد موسوي
عنايت همايي راد
سعيد آبچر
امين قلعه اي
احمد ميرزايي
عماد مدهوش
اشکان شريعتي
مهدي الياسي
ويدا دهقانيان
ياسمين نيک سرشت
احسان خواجه اي
محمد جواد روح
حنيف يزداني
مريم مدبر
عبدالله مومني
امير مهرزاد
سميرا صدري
ثمينا رستگاري
حبيب حاج حيدري
بهاره هدايت
ويدا خسروي
فرهنگ نادري
ميلاد اسدي
صادق شجاعيا
افشين زارعي
اميد کماني
بابک مژدهي فر
ميثم رستملو
از ياران احمد باطبي به او

گزارشهایی از 'وخامت حال' احمد باطبی...


احمد باطبی زندانی سیاسی که در جریان نا آرامی های دانشجویی سال 1378 بازداشت شد، به دلیل وخامت وضع جسمانی به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شده است.

در حالی که ظرف روزهای اخیر خبرهای مختلفی از وضعیت جسمانی احمد باطبی در رسانه ها منتشر شده بود، روز دوشنبه 30 بهمن ماه خبرگزاری ایسنا به نقل از پدر وی گزارش داد که وضعیت جسمانی و روانی احمد باطبی بد است و اخیرا دچار تشنج شده است.

وی از مسئولین خواسته است تا فرزندش را تحت مداوا قرار دهند.

این در حالی است که به گفته خبرگزاری ایسنا، سهراب سلیمانی، مدیر کل زندانهای استان تهران وضعیت احمد باطبی را مساعد توصیف کرده است.

گفته های خلیل بهرامیان در باره وخامت حال احمد باطبی:

آقای بهرامیان به سایت فارسی بی بی سی گفت : "دیروز دکتر حسام فیروزی که پزشک معالج احمد باطبی است، اطلاع داد که حال موکل من خوب نیست و از چند روز پیش تا به حال چند بار دچار تشنج شده است و دو بار به بهداری زندان انتقال یافته است که سرانجام وی را به بیمارستان شهدای تجریش منتقل کردند."

این وکیل دادگستری در باره بیماری احمد باطبی می گوید که پزشکان تشخیص داده اند که احتمال اختلالاتی در سلسله اعصاب مرکزی وجود دارد که باید برای تشخیص دقیق و مداوا در بیمارستان باقی بماند.

آقای بهرامیان می گوید از دیشب تا به حال دیگر خبری از وضعیت احمد باطبی ندارد و نمی داند که آیا مسئولان با بستری شدن وی در بیمارستان موافقت کرده اند یا وی مجددا به زندان منتقل شده است.

وکیل مدافع این زندانی سیاسی ضمن ابراز نگرانی از وخیم تر شدن بیماری وی در زندان به مسئولان قوه قضاییه هشدار داد که مانع از تکرار شدن مورد مشابه ای نظیر مرگ اکبر محمدی در زندان شوند.

اکبر محمدی زندانی سیاسی دیگری که به دلیل شرکت در تظاهرات دانشجویی سال 1378 محکوم شده و در زندان به سر می برد در تابستان گذشته در زندان جان باخت و نزدیکان وی، اهمال مسئولان در مورد درمان و انتقال سریع وی به بیمارستان را عامل مرگ مشکوک وی می دانند.

خلیل بهرامیان همچنین در باره وضعیت حقوقی پرونده احمد باطبی گفت که این پرونده همچنان راکد است اما پس از بازداشت باطبی در تابستان گذشته به اتهام غیبت از زندان و همچنین بازداشت پزشک معالج وی، گاهی از گشوده شدن پرونده اتهامی جدیدی علیه وی نیز سخن به میان آمده است اما تا کنون کتبا چیزی در این رابطه به وی اعلام نشده است.

احمد باطبی در تابستان سال گذشته پس از حدود یک سال خروج از زندان، مجددا بازداشت و به زندان بازگردانده شد و از آن زمان به بعد علیرغم بیماری در زندان باقی مانده و همچنین گفته می شود از ادامه تحصیل وی در رشته جامعه شناسی نیز ممانعت به عمل آمده است.

دکتر حسام فیروزی آزاد شد

دکتر حسام فیروزی، پزشک معالج احمد باطبی، روز چهارشنبه با تامین قرار وثیقه ۵۵ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
دکتر فیروزی در ۱۶ دیماه به اتهام مراقبت های پزشکی از احمد باطبی، دانشجوی زندانی، در مراجعه به دادسرای انقلاب تهران دستگیر شده بود.
مهتا بردبار، همسر دکتر حسام فیروزی به رادیو فردا گفت آقای فیروزی از وضعیت سلامتی مطلوبی برخوردار نیس.ت
گفتني است در ابتدا وثيقه اي ۵ ميليون توماني براي دكتر فيروزي از سوي دادگاه تعيين شد. مدتي پس از اين كه خانواده وي توانستند وثيقه مورد نظر را تامين كنند، دادگاه وثيقه مورد نياز براي آزادي حسام فيروزي را به ۲۵ ميليون تومان افزايش داد. پس از آن كه همسر وي وثيقه اي معادل ۲۵ ميليون تومان ارايه كردند براي بار سوم دادگاه وثيقه او را به ۵۵ ميليون تومان رساند.
گفتني است چند روز پيش بيش از ۳۰۰ نفر از فعالين مدني ايران خواستار هر چه سريعتر سعيد درخشندي، پويا جهاندار، دكتر كيوان انصاري و دكتر حسام فيروزي از بند ۲۰۹ اوين شده بودند.
کمیته برگزاری 16 آذر، آزادی دکتر حسام فیروزی را به وی و خانواده اشان تبریک می گوید.
به امید آزادی زندانیان سیاسی

پ ن:
وبلاگ دکتر حسام فیروزی

دکتر حسام فیروزی دستگیر شد


روز 16 دی ماه، دکتر حسام فیروزی، دکتر معالج احمد باطبی، فعال دانشجویی، توسط نیروهای اطلاعات دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل شد، بعد از 3 روز دکتر حسام فیروزی را به بند 350 زندان اوین منتقل نمودند.دکتر حسام فیروزی که دچار ناراحتی قلبی می باشند، در تاریخ 22 دی ماه ناراحتی قلبی وی شدت گرفته و وی را به بخش بهداری زندان اوین منتقل نمودند.

ما از همه فعالین و مدافعین حقوق مدنی می خواهیم در مقابل این تعرض آشکار اعتراض کنند و خواهان آزادی بدونه قید و شرط دکتر حسام فیروزی و سایر زندانیان سیاسی شوند.

بهروز کریمی زاده آزاد شد

بهروز کریمی زاده پس از 48 ساعت بازداشت و بازجویی توسط نیروهای امنیتی عصر امروز آزاد شد.

از طرف آقای کریمی زاده از همه ی کسانی که از صبح امروز به هر نحو پیگیر وضعیت وی بودند تشکر می کنم.

بیانیه دانشجویان برگزار کننده ۱۶ اذر دانشگاههای ایران

بهروز کریمی زاده را بدون قید و شرط آزاد کنید!



مردم آزادیخواه : دانشجویان، زنان، کارگران

بهروز کریمی زاده فعال دانشجوئی دانشگاه تهران سه روز پیش توسط نیروهای اطلاعاتی در خیابان ربوده شده است! از تاریخ ۱۸ دی تا کنون هیچ کس خبری از بهروز نداشته است تا اینکه امروز از بند ۲۰۹ زندان اوین به بیرون خبر داده شد که بهروز در زندان اوین است.

وکلای بهروز کریمی زاده به دنبال خبر دستگیری وی تلاش نمودند تا از چگونگی دستگیری و اتهام وی اطلاعات لازم را کسب کنند اما هیچ مسئول قضایی تاکنون پاسخی به این اقدامات وکلای بهروز نداده است.

بهروز کریمی زاده بارها بخاطر فعالیت دانشجویی و آزادیخواهی و برابری طلبی اش مورد اذیت و آزار نیروهای اطلاعاتی واقع شده بود. و خانواده او تحت انواع فشار نیروهای اطلاعاتی بودند. بهروز یک چهره شناخته شده و محبوب در میان دانشجویان است. خبر دستگیری ایشان اکنون وسیعا در دانشگاههای کشور پخش شده است وفعالین دانشجوئی تلاش وسیعی را آغاز كرده اند تا این دانشجوی آزادیخواه را را هر چه سریعتر و بدون قید و شرط آزاد كنند.

ما امضا کنندگان این بیانیه از تمامی انسانهای آزادیخواه و برابری طلب می خواهیم در کارزار آزادی فوری بهروز کریمی زاده شركت كنند. رژیم جمهوری اسلامی با دستگیری و اذیت و آزار بهروز میخواهد از دانشجویانی که در دانشگاههای ایران در ۱۶ آذر یک برگ افتخار آمیز در بیان مطالبات حق طلبانه مردم آفریدند، انتقام بگیرد. نباید اجازه دهیم. باید این سیاست را خنثی کنیم! بهروز کریمی زاده باید فورا آزاد شود!

زنده باد آزادی، برابری، رفاه!

۲۲ دی ۱۳۸۵