تجمع در اعتراض به ممنوع الورود شدن یک دانشجو در دانشگاه علامه

در اعتراض به ممنوع الورود شدن مرتضي اصلاحچي دبير انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبائي به دانشگاه روز چهارشنبه 19/2/1386 نزديك به 200 تن از دانشجويان دانشكده ادبيات اين دانشگاه تجمع كردند. در اين تجمع تعدادي از دانشجويان صحبت كردند. يكي از دانشجويان دانشكده طي صخبت هاي خود گفت : اگر مسولين به دانشجويان جواب نميدهند اگر پاسخگو نيستند براي اين است كه دانشجو مرده است
دانشجوي تنها در اين سيستم له ميشود. همچنان كه تا به حال چنين شده است.
همچنين يكي از اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي اين دانشكده عنوان كرد : در حالي كه دانشگاه محل ضرب و شتم و توهين به دانشجويان و سركوب دانشجويان سياسي و فعال شده است صدا و سيما و مطبوعات ما هنوز هم و غم فقر در كشور هاي اروپايي و عدم دموكراسي در امريكا را دارند و به شدت اعتراضات ما به شرايط موجود را سانسور ميكنند. پس از آن يكي ديگراز دانشجويان طي صخبت هاي خود گفت : تيغ استبداد اين بار هم بي رحمانه بر سر دانشجويان فرود آمد . از ورود مرتضي اصلاحچي به دانشگاه ممانعت به عمل آمد و او در كمال متانت از ما خواست حركت تندي نكنيم و ما اين بار به مسولين هشدار ميدهيم اگر در آينده وضع به همين منوال ادامه يابد با حركت تند تري مواجه خواهند شد.
مي آيند در جامعه و دانشگاه محدوديت ايجاد ميكنند در مورد اينكه چرا موي خانمها بيرون است در حالي كه دختران ايراني در كشورهاي عربي به مزايده گذاشته ميشوند..طرح اين حرفها جرم است ؟
در ادامه وي به تشريح وضعيت دانشگاه ها و به خصوص دانشگاه امير كبير و تاثير آن بر ساير دانشگاه ها پرداخت. و در پايان يكياز اعضاي مجمع عمومي انجمن اسلامي عنوان كرد: پس از انتخابات نهم رياست جمهوري شاهد نوعي زلزله سياسي در ايران بوديم و فردي به عنوان رييس جمهور انتخاب شد كه نتايجي از جمله به وجود آمدن رياست انصابي به جاي رياست انتخابي از دستاورد هاي آن بوده است كه باعث هر چه بسته تر شدن فضاي دانشگاه ها شده. ما در مقابل اهداف شوم چنيين افرادي تا آخرين قدم مي ايستيم .
پس از برگزاري تريبون ازاد دانشجويان كه متوجه شدند مرتضي اصلاحچي پشت درب دانشكده است ضمن خواندن سرود يار دبستاني به سمت در حركت كردند و موفق شدند اين دانشجو را از سد نيروهاي انتظامات گذرانده و وارد دانشكده كنند. پس از ورود وي به محوطه دانشگاه نيروي هاي انتظامات تلاش كردند تا او را از دانشكده بيرون كنند كه با مقاومت دانشجويان مواجه شدند و در نهايت مرتضي اصلاحچي با ميل خود از دانشكده خارج شد.
وي قبل از خروج از دانشكده چند دقيقه اي براي دانشجويان صحبت كرد . او حين سخنان خود مطرح كرد: آنچه كه اكنون شاهد انيم جدال ميان انديشه هاست. يك جريان تلاش مي كند تا باحذف تفكرات مختلف انديشه خود را بر جامعه حاكم كند. وي گفت : اگر اينان آنگونه كه بيان مي كنند به حقانيت انديشه خود ايمان دارند چرا از حضور نيروهاي دگرانديش هراس دارند. وي سپس خطاب به دانشجويان گفت: در اينجا اصلا مرتضي اصلاحچي و اشخاص مطرح نيستند بلكه آنچه مهم است حفظ كردن محيط دانشگاه و جلوگيري كردن از پادگاني شدن اين فضاي اكادميك است.
وي در پايان گفت : من يك ترم از تحصيل محروم شدم و ممكن است به خاطر پرونده جديدم باز هم اين اتفاق بيفتد اما براي من اخراح از دانشگاه به خاطر بيان انديشه ام وپيگيري خواسته هاي مردم از ليسانس و دكترا با ارزش تر است.
هنگامي كه مرتضي اصلاحچي از دانشكده خارج مي شد دانشجويان با شعار مرتضي مرتضي حمايتت مي كنيم. كميته انضباطي خجالت خجالت او را بدرقه كردند.
گفتني است در طول اين تريبون آزاد دانشجويان بارها شعار مرگ بر ديكتاتور و مرگ بر استبداد سر دادند و طي يك بيانيه كه از طرف انجمن اسلامي اين دانشكده صادر شد عنوان كردند در صورتي كه ممنوع الورود شدن اصلاحچي لغو نشود در روزهاي اتي نيز به اعتراض خود ادامه خواهند داد.

نشریه دانشجویی خاک منتشر شد


مطالب مندرج در این شماره عبارتند از

خطوط عمده حرکت چپ رادیکال .............. بهروز کریمی زاده
توافقات اقتصادی و تناقضات سیاسی ............ مهدی گرایلو
طبقه کارگر مفهومی بنیادین در جنبش چپ ........... شاهو رستگاری
دیکتاتوری پرولتاریا ،گذار به رهایی ......... بهزاد باقری
مارکس و طبقه کارگر ........... مهدی اللهیاری
مبارزه طبقاتی و مفهوم طبق ه.......... امین قضایی
گفتاری در هنر کارگری ............ کاوه عباسیان
از سرمایه داری تا ترافیک شهری ............. پیمان پیران

برای دریافت اینجا کلیک کنید

يک بيانيه ( خبرنامه فعالین دانشگاه مازندران )

طی هفته‌های پیش ۱۵ نفر از همکلاسی‌هایمان را از جلوی دانشگاه و داخل دانشگاه ربودند. آنان را برای بازجویی به اطلاعات بردند و قریب یک هفته هیچ‌کس از وضعیت آنان مطلع نبود. در آن هفته‌ی ننگین که فضای دو شهر بابل و بابلسر و همچنین دانشگاه مازندران پر بود از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی، حاج آقایان باباییان، حلیمی، جانعلی‌زاده و همچنین قربانی در حال تکذیب خبر ربایش این دوستان بوده و حتی باباییان عزیز طی یک اطلاعیه خطاب به دانشجویان و همچنین ایسنا، اسم از «غیبت» این 15 دانشجو برده و با سعی بر آرام کردن دانشجویان، تاکید می‌کرد که «غیبت ایشان را پیگیری می‌کنیم»!

اما مبارزات دانشجویان دانشگاه مازندران و همگام با آنان اعتراضات دانشگاه‌های دیگر، بواقع سخن دیگری داشت. یک بار دیگر پس از ۱۶ آذر ۱۳۳۲ و ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به حریم دانشگاه تجاوز کرده بودند و مسئولین دانشگاه تنها موقعی که اعتراضات گسترده‌ی دانشجویی و حمایت تشکلات غیردانشجویی را دیدند، از نیروهای خودسر امنیتی تقاضا کردند که مساله حل و فصل شود. آری! دانشجویان با صفوف به‌هم‌پیوسته‌شان امنیت ملی (بخوانید امنیت تشکیلات حکومتی) را زیر سوال برده بودند. انجمن‌های اسلامی ۳۶ دانشگاه کشور به این حمله به حریم دانشگاه اعتراض کردند. چندین تشکل مستقل دانشجویی اعلام حمایت کردند. دانشجویان سهند تبریز اعتصاب غذا کردند. دانشجویان فردوسی مشهد تجمعی اعتراض‌آمیز ترتیب دادند و .... و نادعلی عزیز (باباییان) به حاج‌آقا زاهدی (وزیر علوم) اطلاع دادند که این دانشجویان بیرون از دانشگاه و در حال ایجاد اختلال در نظم عمومی دستگیر شده‌اند. آن هم در ساعت حدود دو بامداد!!! از همان موقع می‌دانستیم که دروغ می‌گویند. از همان موقع می‌دانستیم که تنها چیزی که برای آقایان اهمیت دارد، حفظ وضعیت متزلزل خودشان است و دانشجو و حتی امنیت جانی وی برایشان کوچک‌ترین اهمیتی ندارد.

آخرین دانشجوی دربند، روز شنبه آزاد شد و این پیروزی، قطعاً نتیجه‌ی اعلام حمایت و همبستگی همه‌ی دانشجویان کشور با مطالبات دانشجویان مازندران بود. خوب می‌دانیم که برای عشیره‌ی وزارت اطلاعات و اطلاعات نیروی انتظامی، خیلی ساده بود که این دانشجویان را مورد ضرب و شتم فیزیکی قرار می‌دادند، آنان را به گروه‌های فشار از قبیل انصار و ... تحویل می‌دادند یا مثل دوستمان که در جریان همین اعتراضات دستگیر و پس از بازجویی در کیلومتر ۴۰ جاده‌ی محمودآباد رها شد، رفتار دیگری با اینان انجام می‌دادند. اما حاکمیت در قبال این گاف عظیمی، مجبور به یک قدم عقب‌نشینی شد و این عقب‌نشینی را دانشجویان پیروزمند به حاکمیت تحمیل کردند. آزادی این ۱۵ دانشجو را باید مرهون حمایت جنبش دانشجویی از مطالبات بحق دانشجویان دانست و نه لطف و کرم نمایندگان مجلس یا وزیر علوم که دروغ‌های مسئولین مازندرانی را مبنی بر دستگیر شدن همه‌ی این ۱۵ دانشجو در بیرون دانشگاه، با وقاحت تمام در خبرگزاری‌ها جار زد.

بدین وسیله اعلام می‌کنیم که جنبش به پایان نرسیده است. دانشجویان خود به حقوق خود آشنایند. انقلاب فرهنگی برای همه‌ی ما آشناست و می‌دانیم که مسئولین در حال طرح‌ریزی انقلاب فرهنگی جدیدی علیه دانشجویان و در مرحله‌ای بالاتر عموم مردم ستم‌کشیده‌ی ما هستند. کافی‌ست تا یک حکم انضباطی دیگر به یک دانشجوی معترض بدهند تا خشم زیر خاکستر دانشجویان دوباره برانگیخته شود. کافی‌ست تا یک بار دیگر به حریم دانشگاه تجاوز شود و کافی‌ست تا یک کلاشینکف دیگر به بهانه‌ی حفظ ارزش‌های دفاع مقدس یا هر چیز دیگر به دانشگاه آورده شود. آن وقت است که:

دانشجویان آرام نخواهند نشست!

بيانيه دانشجويان سوسياليست پلي­تکنيک پيرامون وقایع اخیر دانشگاه

دانشجويان آگاه پلي­تکنيک

چندي است که سايه شوم کودتاي فرهنگي بر سر دانشگاه سنگيني ميکند. توقيف نشريات دستگيري فعالين دانشجويي، ممنوع الورود کردن دانشجويان فعال، تعليق کانون هاي فرهنگي هنري ... اين همه نقطه ي عطفي است در پروژه ننگين حاکميت. اين پروژه با حضور احمدي نژاد در مسند قدرت و يکدست شدن حاکميت و روي کار آمدن روساي انتصابي بابازنشسنگي اجباري اساتيد منتقد، اعمال محدوديت بر فعاليت هاي فرهنگي هنري، تضعيف نقش شوراهاي صنفي دانشگاه، احکام سنگين کميته سرکوب دانشگاه، ستاره کردن دانشجويان فعال و جلوگيري از ادامه تحصيل آنها و ايجاد فضاي پليسي در دانشگاه کليد خورد. اما ظاهراً همه اين ترفندها براي سرکوب دانشگاه هنوز خواست حاکميت را برآورده نساخته است.

هنوز دانشگاه اسلامي نشده است. هنوز صداي مخالف از دانشگاه به گوش مي رسد. برگزاري مراسم 16 آذر در دانشگاه هاي سراسر کشور و در پي آن مفتضح شدن رييس دولت اسلامي در پلي تکنيک بيانگر بي نتيجه بودن اقدامات سرکوبگرانه بود. به تدريج سرکوبگران به اين نتيجه مي رسند که بايد به شديدترين شکل با دانشگاه برخورد کنند، انتشار نشريات جعلي توسط عوامل اطلاعاتي و بسيج حلقه ديگري از زنجيره سرکوب است.

توقيف غير قانوني نشريات ممنوع الورود کردن دانشجويان فعال بازداشت دو تن از دانشجويان و احضار 25 تن از دانشجويان به کميته­ي سرکوب پيامد اين اتفاق ها است. اتفاقات چند روز اخير نشان از کشيده شدن جنگ قدرت بين اصلاح طلبان و اصول گرايان به دانشگاه است.(در مواضعي که از سوي روزنامه هاي اين دو جناح کيهان و اعتماد ملي پيرامون وقايع اخير اتخاذ شده تامل کنيد.)

پلي تکنيک به عنوان پايگاه مهم اصلاح طلبان محل مناسبي براي اين جنگ قدرت است اصلاح­طلباني که خود از مجريان اصلي انقلاب فرهنگي پيشين بوده­اند و اينک انقلاب فرهنگي را در تضاد با منافع خود مي­بينند. بيانيه­هاي شاخه­ي دانشجويي جبهه­ي مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب و موضع­گيري انجمن اسلامي دانشگاه از يک سو و رويکرد حاميان احمدي­نژاد و روزنامه­ي کيهان و بسيج از سوي ديگر صف­بندي اين دو جناح مقابل يکديگر در اين جريان است. در اين ميان دانشجويان آگاه بايد با دوري جستن از دعواي جناحين، در پي طرح مطالبات واقعي خود باشند و با در نظر داشتن دانشگاه به عنوان بخشي از جامعه (و نه جداي از آن) مطالبات و اعتراضات خود را به سطح دانشگاه محدود نکنند و از اين حربه­ي حاکميت در منحرف ساختن توجه دانشجويان از جنبش­هاي اعتراض­آميز مانند جنبش کارگران و معلمان و جلوگيري از همبستگي اين جنبش­ها آگاه باشند. همزماني اين جريانات را با اول ماه مه (روز جهاني کارگر) و اعتصابات معلمان در نظر آوريد.

حاکميت با متشنج کردن فضاي دانشگاه­ه­ها وبهره برداري از آن، در پياده­سازي پروژه­ي کودتاي فرهنگي موفق­تر خواهد بود و خواستار ملتهب شدن فضاي ديگر دانشگاه­ها مي­باشد. بنا بر اين دانشجويان بايد با جلوگيري از کشانده شدن اين درگيري­ها به ساير دانشگاه­ها، در پلي­تکنيک به اعتراضات راديکال خود ادامه دهند. و در مقابل کودتاي فرهنگي متحد شوند.

خواسته­هاي ما در اولين گام چنين است:

آزادي فعالين دانشجويي در بند
انحلال کميته­ي سرکوب (شوراي انضباطي دانشگاه)
حق برپايي تشکل­هاي مستقل دلنشجويي
تعطيلي نهاد­هاي غير دانشجويي مستقر در دانشگاه
برچيده شدن فضاي پليسي دانشگاه
لغو توقيف نشريات دانشجويي
رفع تعليق فعاليت کانون­هاي فرهنگي و هنري


زنده باد آزادی و برابری

دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک

نامه جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد شبستر

نامه جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد شبستر

دانشجو ، واژه ای غریب برای جوانانی که با هزاران مکافات و بدبختی می توانند وارد دانشگاه شوند. امروزه در ایران ، دانشجو ضعیفترین و در عین حال مهمترین قشر جامعه بشمار می رود. هر چند نقش دانشجو و جنبش دانشجویی در راستای رسیدن به بسیاری از اهداف کلی کشورمان بر همگان معلوم و مبرهن می باشد ؛ و از طرفی دانشجو به عنوان قشر تحصیل کرده ، نقش تعیین کننده ای در پیشرفت فرهنگی و علمی کشور را دارا می باشد.

اما دانشگاه آزاد شبستر نیز همانند بسیاری از دانشگاه های این کشور دچار معایب و مشکلاتی است که باعث نارضایتی دانشجویان از دانشگاه می گردد.

اهم این مشکلات و معایب عبارتند از :

- محیط نامناسب دانشگاه مخصوصا" راه ورودی دانشگاه که راهی خاکی و سنگلاخ می باشد ، که مخصوصا" در فصول بارشی باعث اذیت و آزار دانشجویان می گردد. همچنین کمبود نیمکت ها در حیاط دانشگاه.

- کیفیت نامناسب غذای سلف دانشگاه که با تمام خواهشها و تذکرات قبلی دانشجویان همچنان به وضعیت قبلی صرف می شود.

- کاغذ بازی و بالا و پایین بردن دانشجویان که اکثرا" با رفتار نامناسب و اهانت آمیز مسئولان و مدیران همراه است هر چند این جزء مسئولیتها و وظایف مسئولان و مدیران باشد.

- برخورد نامناسب انتظامات دانشگاه با دانشجویان من الجمله در هنگام ورود به دانشگاه و اجباری کردن حجاب با چادر برای دختران و یا برخورد نادرست و خشن با دانشجویان دختر و پسری که در محیط دانشگاه با هم صحبت می کنند.

- تک استادیهایی که بعلت وضعیت خاص شان کمال سوء استفاده را از موقعیت خود جهت اذیت دانشجویان می کنند.

- وجود اساتیدی جوان با تجربهء بسیار کم برای تدریس و یا اساتیدی که بعلت کهنسالی زیاد ، فاقد معلومات به روز دروس تدریسی می باشند.

- وضعیت نامناسب کتابخانهء دانشگاه که به علت کمبود فضای لازم و سر و صدای زیاد آن هم در حالی که این محیط بوسیلهء میزهای مطالعه به دو بخش خواهران و برادران تقسیم بندی شده است.

- خفقان شدید فرهنگی و سیاسی دانشگاه که من الجمله نبود نشریه های مستقل دانشجویی یا فقدان برنامه های فرهنگی و همایش ها و نبود هیچگونه تشکل واقعی و مستقل دانشجویی.

- برخورد تحقیرآمیز و اهانت آمیز برخی از کارمندان حسابداری نسبت به دانشجویان در زمان ثبت نام ترمی و یا در طول ترم و سخت گیری های شدید آئین نامه امور مالی در حالی که بسیاری از دانشجویان به طبع دچار مشکلات شدید مالی هستند.

- شرایط بد سرویس های بهداشتی در داخل دانشگاهها.

- نبود وسایل نقلیه برای انتقال دانشجویان به دانشگاه شماره 3 یا بر عکس.

- جداسازی درب ورودی دانشگاه به دو درب ورودی خواهران و برادران و تفتیش چشمی شدید از طرف انتظامات دانشگاه و بسیجیان.

- کمبود کارگاهها و آزمایشگاهای مورد نیاز یا وسایل و ابزار لازم برای کارگاه ها و آزمایشگاهها که باعث کاهش کیفیت آموزشی می شود.

شایان ذکر است این واحد دانشگاهی با توجه به سابقهء فعالیت 19 ساله خود و با وجود بیش از ده هزار نفر دانشجوی در حال تحصیل به عنوان واحد بزرگ و برجستهء آموزشی بین دانشگاهای آزاد کشور شناخته می شود. لیکن همچنان با مشکلات و معایب ذکر شده که موجبات دلزدگی بسیاری از دانشجویان برای ادامه تحصیل و کاهش کیفیتی آموزشی و فرهنگی شده است ، دست به گریبان است.

با توجه به مشکلات و معایب گفته شده ، ما جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شبستر خواستار رسیدگی فوری به وضعیت موجود هستیم.

این بیانیه به هیچ گروه یا حزبی وابستگی نداشته ، تنها و تنها برای بهبود شرایط تحصیلی و فرهنگی ، دانشجویان این واحد دانشگاهی انتشار می یابد.



جمعی از دانشجویان

دانشگاه آزاد شبستر

یکشنبه، 16 اردیبهشت ماه 1386 برابر با 2007-05-

نامه اي جمعي از ياران احمد باطبي به او...

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پير دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقيقي به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد
احمد عزيز !
گرچه مسلخ را قناريان عاشق سکنِي شده است، گرچه پنجره ها رو به تهي باز مي شوند و درختان را شور بهار مرده ، گرچه صداي پاي هيچ سوار عاشقي خواب جاده رابر نمي آشوبد و ثانيه ها را رمق زنده ماندن نيست، گرچه شکوه دلاوري مرده ،بغض حنجره هايمان را ميهمان اند و سوداي هيچ شرري در شريان هاي خشکيده بودنمان نيست، آسمان هر شب قصه ابابيل مي بارد و سوز طوفان نوح استخوان سوز شده ، گرچه ياران را صلاي هيچ فريادي نيست که طاعون به جان شهرمان افتاده که دريوزگان را سروري داده اند و سياهه فساد جاي قرص خورشيد را گرفته اما بهار مي آيد.
پشت تاريک ترين دريچه شهر، خورشيد تو را مي خواند که هيچ ميله زنداني به قد قامت خورشيد نخواهد رسيد که شب اگر تمام دريچه هاي زيستن را مسدود کرده انتظار نور در يد بيضاي تو ، طلوع را نويد مي دهد.
هر انسان را از بودن سهمي است و سهم هر انسان اشاره اي است . تو که چون نمادي بر تارک فعل آزادي مي درخشي سهمي بزرگ از اشاره مان هستي .
باز مي گردي مي دانيم که با هم به هلهله مي نشينيم آزادي را در کوچه هاي شهر که ديگر هيچ مدرسه اي به زندان تن نمي دهد و هيچ کوچه اي بن بست نخواهد بود.

مي آيي و همراه تو هي هي و هي هايمان دل تمامي لاله هاي باران خورده را مي شکند و آنگاه بغض رهاي فروخورده شلاقشان را بر گرده استبداد مي نشاند که عمر اين دروغ وضع قتال صفت رو به پاياني است. براي تو تا رهايي مي رويم چرا که آزادي بدون تو ترجمان برده گي است . مي دانيم مي آيي…
برقرار باش که قرارمان از پايداري توست…
اندکي صبر…
مجتبي سميع نژاد
پروانه وحيدمنش
محمدحسين مهرزاد
نوشين جعفري
حميدرضا ظريفي نيا
سعيد حبيبي
بهزاد مهراني
بهناز مهراني
حسام فيروزي
شيوا نظرآهاري
مهتا بردبار
عطيه وحيدمنش
هژير پلاسچي
اميرراعي فرد
عليرضا بوربور
الناز انصاري
رضا آرين پور
سالار سالاري
کوروش جنتي
علي باريکاني
ريحانه حقيقي
علي کلائي
علي مليحي
علي جمالي
اميد حبيبي نيا
کيانوش سنجري
اردشير طيبي
امير اميرقلي
زينب ساداتيان
اعظم مهراني
هومن اسکندري
حسين رونقي ملکي
شاهين زينعلي
محمد موسوي
عنايت همايي راد
سعيد آبچر
امين قلعه اي
احمد ميرزايي
عماد مدهوش
اشکان شريعتي
مهدي الياسي
ويدا دهقانيان
ياسمين نيک سرشت
احسان خواجه اي
محمد جواد روح
حنيف يزداني
مريم مدبر
عبدالله مومني
امير مهرزاد
سميرا صدري
ثمينا رستگاري
حبيب حاج حيدري
بهاره هدايت
ويدا خسروي
فرهنگ نادري
ميلاد اسدي
صادق شجاعيا
افشين زارعي
اميد کماني
بابک مژدهي فر
ميثم رستملو
از ياران احمد باطبي به او

گزارشهایی از 'وخامت حال' احمد باطبی...


احمد باطبی زندانی سیاسی که در جریان نا آرامی های دانشجویی سال 1378 بازداشت شد، به دلیل وخامت وضع جسمانی به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شده است.

در حالی که ظرف روزهای اخیر خبرهای مختلفی از وضعیت جسمانی احمد باطبی در رسانه ها منتشر شده بود، روز دوشنبه 30 بهمن ماه خبرگزاری ایسنا به نقل از پدر وی گزارش داد که وضعیت جسمانی و روانی احمد باطبی بد است و اخیرا دچار تشنج شده است.

وی از مسئولین خواسته است تا فرزندش را تحت مداوا قرار دهند.

این در حالی است که به گفته خبرگزاری ایسنا، سهراب سلیمانی، مدیر کل زندانهای استان تهران وضعیت احمد باطبی را مساعد توصیف کرده است.

گفته های خلیل بهرامیان در باره وخامت حال احمد باطبی:

آقای بهرامیان به سایت فارسی بی بی سی گفت : "دیروز دکتر حسام فیروزی که پزشک معالج احمد باطبی است، اطلاع داد که حال موکل من خوب نیست و از چند روز پیش تا به حال چند بار دچار تشنج شده است و دو بار به بهداری زندان انتقال یافته است که سرانجام وی را به بیمارستان شهدای تجریش منتقل کردند."

این وکیل دادگستری در باره بیماری احمد باطبی می گوید که پزشکان تشخیص داده اند که احتمال اختلالاتی در سلسله اعصاب مرکزی وجود دارد که باید برای تشخیص دقیق و مداوا در بیمارستان باقی بماند.

آقای بهرامیان می گوید از دیشب تا به حال دیگر خبری از وضعیت احمد باطبی ندارد و نمی داند که آیا مسئولان با بستری شدن وی در بیمارستان موافقت کرده اند یا وی مجددا به زندان منتقل شده است.

وکیل مدافع این زندانی سیاسی ضمن ابراز نگرانی از وخیم تر شدن بیماری وی در زندان به مسئولان قوه قضاییه هشدار داد که مانع از تکرار شدن مورد مشابه ای نظیر مرگ اکبر محمدی در زندان شوند.

اکبر محمدی زندانی سیاسی دیگری که به دلیل شرکت در تظاهرات دانشجویی سال 1378 محکوم شده و در زندان به سر می برد در تابستان گذشته در زندان جان باخت و نزدیکان وی، اهمال مسئولان در مورد درمان و انتقال سریع وی به بیمارستان را عامل مرگ مشکوک وی می دانند.

خلیل بهرامیان همچنین در باره وضعیت حقوقی پرونده احمد باطبی گفت که این پرونده همچنان راکد است اما پس از بازداشت باطبی در تابستان گذشته به اتهام غیبت از زندان و همچنین بازداشت پزشک معالج وی، گاهی از گشوده شدن پرونده اتهامی جدیدی علیه وی نیز سخن به میان آمده است اما تا کنون کتبا چیزی در این رابطه به وی اعلام نشده است.

احمد باطبی در تابستان سال گذشته پس از حدود یک سال خروج از زندان، مجددا بازداشت و به زندان بازگردانده شد و از آن زمان به بعد علیرغم بیماری در زندان باقی مانده و همچنین گفته می شود از ادامه تحصیل وی در رشته جامعه شناسی نیز ممانعت به عمل آمده است.

دکتر حسام فیروزی آزاد شد

دکتر حسام فیروزی، پزشک معالج احمد باطبی، روز چهارشنبه با تامین قرار وثیقه ۵۵ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
دکتر فیروزی در ۱۶ دیماه به اتهام مراقبت های پزشکی از احمد باطبی، دانشجوی زندانی، در مراجعه به دادسرای انقلاب تهران دستگیر شده بود.
مهتا بردبار، همسر دکتر حسام فیروزی به رادیو فردا گفت آقای فیروزی از وضعیت سلامتی مطلوبی برخوردار نیس.ت
گفتني است در ابتدا وثيقه اي ۵ ميليون توماني براي دكتر فيروزي از سوي دادگاه تعيين شد. مدتي پس از اين كه خانواده وي توانستند وثيقه مورد نظر را تامين كنند، دادگاه وثيقه مورد نياز براي آزادي حسام فيروزي را به ۲۵ ميليون تومان افزايش داد. پس از آن كه همسر وي وثيقه اي معادل ۲۵ ميليون تومان ارايه كردند براي بار سوم دادگاه وثيقه او را به ۵۵ ميليون تومان رساند.
گفتني است چند روز پيش بيش از ۳۰۰ نفر از فعالين مدني ايران خواستار هر چه سريعتر سعيد درخشندي، پويا جهاندار، دكتر كيوان انصاري و دكتر حسام فيروزي از بند ۲۰۹ اوين شده بودند.
کمیته برگزاری 16 آذر، آزادی دکتر حسام فیروزی را به وی و خانواده اشان تبریک می گوید.
به امید آزادی زندانیان سیاسی

پ ن:
وبلاگ دکتر حسام فیروزی

دکتر حسام فیروزی دستگیر شد


روز 16 دی ماه، دکتر حسام فیروزی، دکتر معالج احمد باطبی، فعال دانشجویی، توسط نیروهای اطلاعات دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل شد، بعد از 3 روز دکتر حسام فیروزی را به بند 350 زندان اوین منتقل نمودند.دکتر حسام فیروزی که دچار ناراحتی قلبی می باشند، در تاریخ 22 دی ماه ناراحتی قلبی وی شدت گرفته و وی را به بخش بهداری زندان اوین منتقل نمودند.

ما از همه فعالین و مدافعین حقوق مدنی می خواهیم در مقابل این تعرض آشکار اعتراض کنند و خواهان آزادی بدونه قید و شرط دکتر حسام فیروزی و سایر زندانیان سیاسی شوند.

بهروز کریمی زاده آزاد شد

بهروز کریمی زاده پس از 48 ساعت بازداشت و بازجویی توسط نیروهای امنیتی عصر امروز آزاد شد.

از طرف آقای کریمی زاده از همه ی کسانی که از صبح امروز به هر نحو پیگیر وضعیت وی بودند تشکر می کنم.

بیانیه دانشجویان برگزار کننده ۱۶ اذر دانشگاههای ایران

بهروز کریمی زاده را بدون قید و شرط آزاد کنید!



مردم آزادیخواه : دانشجویان، زنان، کارگران

بهروز کریمی زاده فعال دانشجوئی دانشگاه تهران سه روز پیش توسط نیروهای اطلاعاتی در خیابان ربوده شده است! از تاریخ ۱۸ دی تا کنون هیچ کس خبری از بهروز نداشته است تا اینکه امروز از بند ۲۰۹ زندان اوین به بیرون خبر داده شد که بهروز در زندان اوین است.

وکلای بهروز کریمی زاده به دنبال خبر دستگیری وی تلاش نمودند تا از چگونگی دستگیری و اتهام وی اطلاعات لازم را کسب کنند اما هیچ مسئول قضایی تاکنون پاسخی به این اقدامات وکلای بهروز نداده است.

بهروز کریمی زاده بارها بخاطر فعالیت دانشجویی و آزادیخواهی و برابری طلبی اش مورد اذیت و آزار نیروهای اطلاعاتی واقع شده بود. و خانواده او تحت انواع فشار نیروهای اطلاعاتی بودند. بهروز یک چهره شناخته شده و محبوب در میان دانشجویان است. خبر دستگیری ایشان اکنون وسیعا در دانشگاههای کشور پخش شده است وفعالین دانشجوئی تلاش وسیعی را آغاز كرده اند تا این دانشجوی آزادیخواه را را هر چه سریعتر و بدون قید و شرط آزاد كنند.

ما امضا کنندگان این بیانیه از تمامی انسانهای آزادیخواه و برابری طلب می خواهیم در کارزار آزادی فوری بهروز کریمی زاده شركت كنند. رژیم جمهوری اسلامی با دستگیری و اذیت و آزار بهروز میخواهد از دانشجویانی که در دانشگاههای ایران در ۱۶ آذر یک برگ افتخار آمیز در بیان مطالبات حق طلبانه مردم آفریدند، انتقام بگیرد. نباید اجازه دهیم. باید این سیاست را خنثی کنیم! بهروز کریمی زاده باید فورا آزاد شود!

زنده باد آزادی، برابری، رفاه!

۲۲ دی ۱۳۸۵

بیانیه انجمن خواجه نصیر در اعتراض به محدودیتهای ایجاد شده برای دانشجویان دختر این دانشگاه

بیانیه انجمن خواجه نصیر در اعتراض به محدودیتهای ایجاد شده برای دانشجویان دختر این دانشگاه توسط حراست
حراست دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی در اقدامی توهین آمیز، اقدام به استخدام دو نفر نیروی زن نموده و آنها با استقرار در نگهبانی هر دانشکده به دانشجویان دختر در مورد نوع پوشش و آرایششان تذکر میدهند .

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر الدین طوسی با صدور بیانیه ای اعتراض خود را نسبت به چنین اقدامی اعلام داشته است که در پی می خوانید:


واعظان کاين جلوه در محراب و منبر مي کنند
چون به خلوت مي روند آن کار ديگر مي کنند
مشکلي دارم زدانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمايان چرا خود توبه کمتر مي کنند
گويا باور نمي دارند روز داوري
کاين همه قلب و دغل در کار داور مي کنند


بيش از سه هفته از جولان نيروهاي حراست در محوطه دانشگاه مي گذرد آن هم به اين بهانه که برخي از دانشجويان نزديک به شاخه ي دانشجويي سپاه پاسداران ( بسيج دانشجويي ) که از حمايت معنوي نماينده نهاد نمايندگي رهبري نيز برخوردارند از وضعيت پوشش دانشجويان شکوه کرده اند و خواستار برخورد حراست در اين باره گشته اند در نتيجه مأموران حراست با گشت زني در محوطه دانشگاه و برخورد با اکثريت دانشجويان دختر به بهانه نوع پوشش که رنگ لباس ، نوع شلوار و نوع مانتو را در بر مي گيرد فضاي رعب و وحشت را در دانشگاه حاکم کرده اند . فضايي که يادآور سال هاي اوليه ي دهه هفتاد است که گويا مدينه ي فاضله ي مسببين چنين قائله اي است اين در حالي است که حراست دانشگاه حق ورود به حريم دانشجويان را ندارد . حاميان چنين پروژه اي فراموش کرده اند که رضاخان نيز به بهانه ي رشد و پيشرفت زنان خواستار کشف حجاب بود و او نيز نتوانست به زور و اجبار به اين خواسته برسد . زيرا که اصولاً مسئله ي پوشش يک موضوع کاملاً فرهنگي است نه امنيتي که بتوان با زور و اجبار آن را حل کرد .
چنين ديدگاهي از آنجا نشئت مي گيرد که اين افراد مي خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند در حالي که جز ايجاد جهنم کار ديگري نکرده اند کساني که مي پندارند با اين گونه اعمال مي توانند جامعه اي ديني و اخلاقي ايجاد نمايند از آن غافل هستند که چنين رفتارهايي نه تنها جامعه را اخلاقي و ديني نمي نمايد بلکه سبب گسترش ريا و تزوير در جامعه خواهد گشت و حقيقتاً آتش زهد و ريا خرمن دين را خواهد سوزاند .
در حالي که به اذعان مسئولين دانشگاه ، دانشگاه از کمبود بودجه رنج مي برد و امکانات صنفي و آموزشي دانشگاه مورد رضايت دانشجويان نيست صرف بودجه ي دانشگاه در چنين اموري که جز برهم زدن آرامش دانشگاه و دانشجويان نتيجه ي ديگري ندارد چه توجيهي ميتواند داشته باشد ؟
انجمن اسلامي دانشجويان از زمان آغاز اين برخوردها مراتب اعتراض خود را به مسئولين فرهنگي منتقل نمود جالب آنکه معاونت دانشجويي و فرهنگي از اين اقدام اعلام برائت کرده اند و گفته اند که چنين عملي را نمي پسندند و رياست دانشگاه نيز تاکنون سکوت کرده اند انجمن اسلامي از رياست محترم دانشگاه مي خواهد که نظر خود را در اين باره صريحاً بيان نمايند که سکوت درباره اين مسئله چيزي جز تأييد اين مسئله نمي باشد . انجمن اسلامي همان طور که بارها بيان کرده است معتقد است که انتخاب پوشش حق انسان هاست و هيچ کس را نمي توان به پوشيدن نوع خاصي از پوشش مجبور کرد .
انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشکده هاي دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي در اولين گام ضمن محکوميت شديد برخوردهاي اخير هشدار مي دهد چنانچه هر چه سريعتر اين روند برطرف نگردد مسببين چنين عملي شاهد اعتراضاتي از سوي دانشجويان و انجمن اسلامي خواهند بود و آمرين چنين عملي بدانند که :
دانشگاه زنده است

نامه جمعي از دانشجويان معترض دانشگاه امير كبير به مردم ايران

به نام پروردگار يكتا

مردم آگاه ايران

فريادي كه شما هفته گذشته از پلي تكنيك شنيديد ؛ نه صداي هواداران احزاب بود ؛ نه صداي فريب خوردگان آمريكا و صهيونيسم .
اين صدا فرياد فرزندان شما ؛ داشجويان آزادي خواه و برابری طلب پلي تكنيك بود. فريادي برآمده از سال ها تحمل، ظلم ، ستم ، سركوب و خفقان ؛ حاكمان اين سرزمين . فرياد ما بازتاب فقر ‌، فساد و تبعيضي است كه در جاي جاي زندگي اجتماعي مان ريشه دوانده است . وپاك ترين انسانهاي اين سرزمين را به خود فروشي وادار كرده و براي با مسئوليت ترين هايش چاره اي جزترک وطن باقي نگذاشته . فقر ،فساد و تبعيضي كه بر كارگران ،كارمندان ، معلمان ؛ زنان و مردان اين مرزو بوم تحميل شده است . و پايه و اساس تمام دشمني ها و نا آرامي ها در زندگي روزمره مان گشته است. مگر مي شود در كشوري كه صفحه حوادث روزنامه هاي آن هر روز سياه تر مي گردد و يأس ، خود كشي و اعتياد در بين جوانانش بيداد ميكند راحت زندگي كرد .
فرياد ما تنها ؛ نداي دادخواهي و ستم ستيزي دانشجويان نيست . دانشجوياني كه اين روزها حتي از حق تحصيل نيز محروم گشته اند . به زندان مي افتند . در اثر اعتصاب غذا در زندان مي ميرند و بي شرمانه از سوي احمدي نژاد و هوادارانش مورد توهين و تمسخر قرار مي گيرند .
ما به سركوب اعتراضات به حق كارگراني كه ماه ها حقوق نگرفته اند و به دليل سياست هاي نادرست حاكميت از كار اخراج مي شوند معترضيم .
ما به قوانين تبغيض آميز عليه زنان و سركوب وحشيانه اعتراضات مسالمت آميز آنها براي كسب حداقلي از حقوق انساني اعترض داريم . ما با در بند كشيدن منتقدين و معترضين سياسي و توقيف نشريات در كشورمان به شدت مخالفيم . سركوب سياسي، كه به حاكميت ايران اجازه مي دهد در غياب نظرات مخالف - بدون اينكه حتي شفاف سازي واقعي انجام داده باشد – جاه طلبي هاي خود را تحت عنوان حقوق مسلم ملت ايران جا بزند.
ما نيز همچون كشاورزان ايراني مي خواهيم بدانيم ،سكه هاي اهدايي وزير كشاورزي به نمايندگان مجلس براي چه بوده است ، آن هم زماني كه زمزمه هاي استيضاح وزير به گوش مي رسد .
احمدي نژاد در دانشگاه امير كبير از افزايش صادرات غير نفتي سخن مي گويد .سئوال ما اين است كه چگونه مي توان با وجود افزايش صادرات غير نفتي وابستگي ۷۰ درصدي اقتصاد ايران به نفت را توجيه كرد؟
آقاي احمدي نژاد از كاهش واردات سخن مي گويند آيا رشد ميزان واردات تا ۴۰ ميليارد دلار را مي توان كاهش واردات ناميد ؟
ما حق داريم از رئيس جمهورمان بپرسيم و حتي بر سرش فرياد بزنيم كه چه شد آن وعده ها و شعار ها ؟ پول نفت بر سر سفره مردم به كجا رسيد ؟ مافياي قدرت و ثروت چه كساني بودند ؟ آيا هرگز معرفي خواهند شد ؟ چرا تمام سفر هاي استاني شما توسط صدا و سيما به شكلي گسترده پوشش داده مي شود ، اما اخبار تعطيلي كارخانه ها و اخراج كار گران ، وصداي اعتراض معلمان و فرهيختگان ، كه وظيفه خطير آموزش نسلهاي آينده بر عهده آنان است ، كاملاً مسكوت مي ماند .آيا اين چيزي جز عوام فريبي است ؟
ما حق داريم بر سر احمدي نژاد فرياد بزنيم كه وزارت علوم به چه حقي دانشجويان را ستاره دار مي كنند و آنها را به دانشگاه راه نمي دهند. احكام سنگين كميته انضباطي براي فعالين دانشجويي ، آيا معنايي جز اعلام دشمني و نفرت مي تواند داشته باشد ؟ چه طور مسئولين دانشگاه و وزارت علوم به خود اجازه مي دهند ، دانشجويان اين دانشگاه علي عزيزي ، عباس حكيم زاده و مجيد توكلي را به دانشگاه راه ندهند ؟
هيچ گونه آرامش رواني براي دانشجويان باقي نگذاشته اند . فايل آموزشي دانشجويان در يك عمل كاملاً خلاف قانون بسته مي شود . پيام تهديد براي خانواده هايمان مي فرستند . در يك حركت وحشيانه ساختمان انجمن اسلامي دانشگاه تخريب مي شود ؛ اموال و كليه اطلاعات شخصي اعضاي آن را مصادره مي كنند . دانشگاه را به محل جنگ و دانشجو را به موجودي اطلاعاتي - نظامي ، كه بايد حتماً تحت نظارت كامل قرار بگيرد ، مبدل ساخته اند . آيا عامل تشنج در محيط دانشگاه ما هستيم ؟
اينها حتي در محيط بسته دانشگاه نيز، از جريان آزاد اطلاعات وحشت دارند . با وجود اين همه توقيف و محدوديت در انتشار نشريات دانشجويي ، احمدي نژاد چگونه مي تواند در دانشگاه ما ادعا كند كه صداي مخالف را مي پذيرد؟
همواره حاكمان مستبد دنيا براي فرار از پاسخ گويي به مطالبات واقعي مردمشان راهكار بحران سازي و برچسب زدن به معترضين را در پيش گرفته اند.
آقاي احمدي نژاد چگونه به خود جرات داد كه به دانشجويان اين دانشگاه تهمت وابستگي به صهيونيسم و آمريكا را بزند ؟ بنا به كدام مدرك چنين اتهامي را به ما وارد كرده اند ؟
ما دانشجويان توان تحمل شنيدن چنين صحبت هايي را نداريم ؛ به همين دليل خوستار پخش كامل و بدون سانسور فيلم حضور احمدي نژاد در دانشگاهمان از رسانه به اصطلاح ملي هستيم تا شما خود به قضاوت بنشينيد كه دشمنان مردم و مزدوران بيگانه چه كساني هستند.
آری ما تصمیم گرفته ایم سرنوشتمان را خودمان تعیین کنیم .

بيانيه اتمام حجت دانشجويان دانشگاه سهند با رياست دانشگاه

در آخرين تحصني که در دانشگاه سهند انجام گرفت، يکي از شروطي که متحصنين براي پايان دادن به تحصن اعلام کرده بودند، عدم احضار فعالين متحصنين به کميته انضباطي بود، که البته اين شرط با پذيرش رياست دانشگاه مواجه شد. از آن پس تا کنون جمع کثيري از دانشجويان در ارتباط با تحصن به کميته انضباطي دانشگاه احضار شده اند. در همين راستا در حدود 30 نفر از دانشجويان، به نمايندگي از ساير دانشجويان، با حضور در دفتر رياست دانشگاه و قرائت بيانيه زير، با دکتر چناقلو (رئيس دانشگاه) اتمام حجت کردند. گفتني است رئيس دانشگاه در اولين واکنش به دانشجويان اعلام داشت که وي را تهديد کرده اند. در مقابل، دانشجويان هرگونه تهديدي را منکر شده و معتقدند تنها به بيان واقعيات پرداخته اند.

متن بيانيه ي اتمام حجت دانشجويان که در مقابل رييس دانشگاه (دکتر چناقلو) قرائت شد، به شرح زير است:

بيانيه اتمام حجت دانشجويان دانشگاه سهند با رياست دانشگاه

پس از گذشت هفت ماه از تحصن اخير، شاهد تحولات شگرفي در زمينه فعاليت­هاي دانشجويي و فضاي حاکم بر دانشگاه بوده­ايم. از تابستان گذشته تاکنون کميته انضباطي به بدترين و غير قانوني­ترين شکل، تشکيل جلسه داده است. احکامي چون محروميت از تحصيل، اخراج از خوابگاه و احکام توبيخي را صادر نموده­است. جالب اينکه براي اين احکام دلايلي از ديد خود موجه! يافته ­است. به بيان صحيح­تر، دانشجويان فعال را به بهانه­هايي چون آسيب­زدن به اموال دانشگاه، اعتياد و سرقت محکوم نموده­اند. بدون شک هدف مسوولان از اين اعمال خاموش­کردن صداي دانشجو در دفاع از حق خود مي­باشد. جلوه­دادن دانشجويان فعال به عنوان کساني که شأن دانشجو را زير سوال برده­اند، ناجوانمردانه­ترين ترفند کميته انضباطي بوده­است.

دکتر چناقلو (رياست دانشگاه) در پايان تحصن متعهد شدند که هيچ دانشجويي به بهانه تحصن به کميته انضباطي فراخوانده نشود اما در کمال بي­شرمي دانشگاه به صورت غيابي و با استناد به گزارش اداره حراست، دانشجويان را محکوم به پرداخت خسارت و حکم توبيخ کتبي نموده­است. جناب آقاي دکتر چناقلو اين پرسش براي ما باقي­ است پس شما براي چه کساني از متحصنين اعلام مصونيت کرديد؟ آيا دانشجويان غير ازاين موارد جزئي مرتکب قانون­شکني شده بوده­اند که شما براي آنها اعلام عفو عمومي اعلام نموده­ايد؟ بهتر است قول خود را پس بگيريد آن وقت خواهيم ديد به چه بهانه ديگري مي­توانيد دانشجويان را کميته کنيد. تماس با خبرگزاري­ها بر طبق قوانين جمهوري اسلامي آزاد است .شما با استناد به کدامين قانون و آيين­نامه دانشجويان را محاکمه مي­نماييد؟ از ابتداي سال جاري و با قطعي شدن تعويض معاونت دانشجويي، دکتر قاليچي با ايجاد فضاي رعب و وحشت در دانشگاه و احضارهاي پياپي دانشجويان به کميته انضباطي، سعي در آرام نمودن فضاي دانشگاه در انتهاي دوره معاونت خويش نمودند.ايشان به عنوان نماينده جناب عالي بدون در نظر گرفتن اينکه تا چه اندازه به دانشجويان و فضاي فرهنگي آسيب خواهند رساند مرتکب چنين اعمالي شدند. تعليق انجمن اسلامي دانشگاه که نهادي کاملا مقبول در تمام دانشگاه­هاي کشور است نشان داد که مسئولين بي­شرمانه، سعي در پاک کردن صورت مساله و تک­صدايي کردن فضاي دانشگاه دارند. همچنين شايان ذکر است حکمي که در مورد تخلف بسيج دانشجويي- با توجه به مجرم شناخته­شدن اين نهاد از سوي هيات منصفه - صادر گرديده­، کماکان به اجرا در نيامده­است.

اداره حراست دانشگاه نيز به مرکز فوريت­هاي پليس تبديل گرديده­است. گويا اين نهاد فراموش کرده که اينجا دانشگاه است.اقدامات ايضايي، خودسرانه و حکومت­نظامي در خوابگاه پسران، گرفتن تلفن همراه يکي از دانشجويان بدون رضايت دانشجو، احضار متعدد دانشجويان به اداره حراست همه نشان از پليسي شدن فضاي دانشگاه دارد. شوراي فرهنگي دانشگاه و امور فرهنگي با ايجاد سد و مانع در راه فعاليت­هاي فرهنگي باعث گرديده که هيچ نشريه جديدي در دانشگاه انتشار نيابد و نشريه­هاي موجود نيز تحت تاثير تيغ سانسور قرار گيرند.وضعيت اسفبار کانون­هاي فرهنگي نيز دليل ديگري بر کم­کاري­ها و غرض­ورزي­هاي شوراي فرهنگي و امور فرهنگي مي­باشد.امکانات رفاهي ضعيف دانشگاه نيز که حديث مکرر اعتراضات گرديده ­است.

حال با در نظر گرفتن جميع اين شرايط، ما جمعي از دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند اعلام مي­کنيم که فضاي فعلي دانشگاه را در شان دانشجو نمي­دانيم، توهين به شخصيت دانشجو و گرفتن حق اعتراض از وي را به هيچ عنوان نمي­پذيريم و اعلام مي­داريم که تنها به علت نزديکي ايام امتحانات، اقدامي در جهت تغيير اين فضا انجام نمي­دهيم اما بدون شک اين کار را وظيفه خود دانسته و تنها تا ابتداي ترم تحصيلي جديد به شما(رياست دانشگاه) و مجموعه دانشگاه مهلت خواهيم داد. بالطبع پس از آن، دانشجويان تعهدي در قبال شما و دانشگاه نخواهند داشت.

درخواست­هاي دانشجويان به شرح زير است:

1- لغو کليه­ي کميته­هاي انضباطي مربوط به تحصن بدون هيچ گونه قيد و شرطي.

2-نظارت دقيق دانشجويان از طريق انتخاب نماينده در کميته انضباطي ( با تفويض اختيار انتخاب از دانشگاه به دانشجو)

3- لغو نظارت استصوابي و برخورد قانوني و آيين نامه­اي با تشکل­هاي منتخب دانشجويي.

4- صدور حکم تنبيهي براي بسيج دانشجويي مطابق با آيين­نامه تشکل­هاي دانشجويي.

5-مشخص شدن وضعيت امنيتي دانشگاه (تحت هر عنواني حراست دانشگاه حق برخورد با دانشجويان را نداشته و اين کار فقط از کانال دانشگاه صورت گيرد.)